داستانهای این مجموعه ما را به سالهای پنجاهِ دمشق میبرد. کودکیِ نویسنده در این سالها و در این محیط سپری شده است. پدرِ او نانوایی تهیدست بود و آدمهای دور و برِ او هم از آنها غنیتر نبودند، ولی در اوجِ فقر همه سعی دارند از هر چیزِ کوچک، دستآویزی برای سرگرمی و تفریح بسازند.
نگاهِ انسانیِ نویسنده و عاطفهی سرشار او در همهی این داستانها از خود رنگی بهجا گذاشته که برای خوانندهی ایرانی بسیار آشنا است؛ حالوهوای این داستانها، شباهتِ عجیبی با فرهنگِ سرزمینِ ما دارد. تکتکِ این آدمها میتوانند در همسایگیِ ما زندگی کنند. از بازیِ بچهها گرفته تا روحیاتِ کاسبهای محل، فالگیرها و سرکتاب بازکنها، معلمِ تاریخ، ولنگارِ محله، دستفروشها و... همه نزدیکیِ شگفتآوری با برابرهای وطنی دارند. صداقت و ریای شان، شرم و بیشرمیشان، اعتقاد و بیاعتقادیشان و بیش از همه صبرشان از جنسِ جریح خودمان است.
نگاهِ انسانیِ نویسنده و عاطفهی سرشار او در همهی این داستانها از خود رنگی بهجا گذاشته که برای خوانندهی ایرانی بسیار آشنا است؛ حالوهوای این داستانها، شباهتِ عجیبی با فرهنگِ سرزمینِ ما دارد. تکتکِ این آدمها میتوانند در همسایگیِ ما زندگی کنند. از بازیِ بچهها گرفته تا روحیاتِ کاسبهای محل، فالگیرها و سرکتاب بازکنها، معلمِ تاریخ، ولنگارِ محله، دستفروشها و... همه نزدیکیِ شگفتآوری با برابرهای وطنی دارند. صداقت و ریای شان، شرم و بیشرمیشان، اعتقاد و بیاعتقادیشان و بیش از همه صبرشان از جنسِ جریح خودمان است.