تولستوی، با سادهترین جملات و در عین حال گیراترین و تاثیرگذارترینشان یک بار دیگر معنای واقعی '' دین داری و ایمان داشتن'' را بیان کرد. از سرگشتگی، پریشانی و ناتوانی در درک حقیقت زندگی، در کسانی که ایمانشان را از دست دادهاند یا در خود کشته اند، توصیفی کامل و جامع ارائه کرد. همین طور نشان داد ایمان کورکورانه به معنای دینداری و سپردنِ خود به یک جامعه دینی به شکل کلیسا، مسجد یا هر نماد دیگر چقدر مضحک و آسیب رسان است. از شناخت واقعی'' ایمان'' و نقش آن در بروزِ امیدی که برای ادامه دادن زندگی و پایدار ماندن در برابر سختی هایش ایجاد میکند، شرح کاملی نوشت. تولستوی در این کتاب به شرحی از گذران زندگیاش با طرفداران فرقههای مختلف مسیحیت پرداخت و مناسک دینی آنها را با یکدیگر مقایسه کرد، اما در نهایت، پیامش برای تمام ادیان کاربرد دارد. او به روشنی نشان داد که چطور دیندارانِ ادیانِ مختلف در ابتدا در وصف ارزش و تعالی اصول دینشان به اخلاق مداری میپردازند اما در پشت پرده، برای زنده نگه داشتنِ آیین شان در جهت سرکوب معتقدان به سایر ادیان برمیآیند. از نظر تولستوی چنین رفتاری نشان از بیایمانی و جهالت آنان دارد، چرا که اگر به معنای واقعی '' ایمان داشتند''، قلبشان سرشار از محبت میشد و تلاششان صرفاً در جهت برقراری صلح با همنوعانشان میبود.
مطالعه این کتاب را به تمام کسانی که در ذهنشان حتی برای یک بار این سوال شکل گرفته که برای چه به زندگی ادامه میدهم؟ از کجا آمده ام؟ و هدفم چیست؟، پیشنهاد میکنم.
مطالعه این کتاب را به تمام کسانی که در ذهنشان حتی برای یک بار این سوال شکل گرفته که برای چه به زندگی ادامه میدهم؟ از کجا آمده ام؟ و هدفم چیست؟، پیشنهاد میکنم.