نقد، بررسی و نظرات کتاب غرور و تعصب - جین آستن
4.4
110 رای
مرضیه جعفری
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
00
کتاب غرور وتعصب کتابی است که همیشه مورد نظر منتقدان بوده. واین موردتوجه بودن قطعا بی دلیل نبوده است. یک کتاب که تمام جزییات ظاهری محیط، اشخاص در آن مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده به خوبی ویژگیهای شخصیتی، کاراکترهای داستان را هم بیان کرده است. به تمام جزییات که در آن زمانه مورد توجه بوده ومیتوانسته است در جلب نظر خوانندگان موثر باشد توجه داشته است. برای همین توجه به جزییات کتابی سرشار از زیبایی وجالب توجه است. اما یک نقد که بر این کتاب دارم پرحرفیها وزیاده گوییهایی است که باعث طولانی تر شدن حجم داستان شده وحوصله خوانندگان را دراین زمانهای که همه درگیر عصر ارتباطات وتکنولوژی هستیم به سرمی برد. اگر این نقطه ضعف را حذف کنیم کتاب زیبا و تاثیر گذاریست. اگر مثل من که عادت دارم وقتی کتابی را شروع میکنم باید تا آخر وسریع تمامش کنم، نیستید پیشنهاد میکنم حتما کتاب را بخوانید. این کتاب از خیلی از رمانهای آبکی و کلیشهای ایرانی بهتراست وارزش خواندن را دارد.
رمان سرگذشت زندگی ۵ دختر یک خانواده است که دوران جوانی ونوجوانی را سپری میکنند. مادر زنی ساده که فقط دغدغه ازدواج دخترانش را دارد و پدر هم کمی سهل انگار و بی توجه به اتفاقات درون خانواده است
به نظر نویسنده با توجه به زمان نگارش کتاب و جامعه آن زمان در توصیف اخلاق و منش افراد خیلی توضیح داده، با توجه به فراز و نشیب داستان و رخدادها اما جذابیت لازم را ندارد و انگار از وسطهای داستان میتوان حدس زد که بالاخره این عشاق بهم میرسند.
و در این کتاب اختلاف طبقاتی و تاثیر آن در روند ازدواج با قلم و نگرش نویسنده در خصوص موثر ندانستن آن وتاثیر فراوان عشق ودلدادگی در بهم رسیدن انسانهای عاشق ومعشوق بهم دیده میشود.
با مطالعه دو رمان از جین استن میتوان فهمید که این نویسنده سعی دارد اثر اختلاف طبقاتی ان هم از نظراقتصاد وسرمایه را در مقابل عشق دل دادگی کم رنگ نماید وانسانهای عاشق را در نبرد باپول فاتح بداند.
به نظر نویسنده با توجه به زمان نگارش کتاب و جامعه آن زمان در توصیف اخلاق و منش افراد خیلی توضیح داده، با توجه به فراز و نشیب داستان و رخدادها اما جذابیت لازم را ندارد و انگار از وسطهای داستان میتوان حدس زد که بالاخره این عشاق بهم میرسند.
و در این کتاب اختلاف طبقاتی و تاثیر آن در روند ازدواج با قلم و نگرش نویسنده در خصوص موثر ندانستن آن وتاثیر فراوان عشق ودلدادگی در بهم رسیدن انسانهای عاشق ومعشوق بهم دیده میشود.
با مطالعه دو رمان از جین استن میتوان فهمید که این نویسنده سعی دارد اثر اختلاف طبقاتی ان هم از نظراقتصاد وسرمایه را در مقابل عشق دل دادگی کم رنگ نماید وانسانهای عاشق را در نبرد باپول فاتح بداند.
کتاب فوقالعادهای بود و من به شخصه فکر میکنم اگر منظور نویسنده و معنی کتابو بفهمید خیلی خوب درکش میکنید و میفهمید کتاب عالی ایه و نشون میده که نویسنده چه قلم قوی داشته و این که تونسته شخصیت الیزابت رو انقدر خوب دربیاره به نظرم عالیه و از نظر من این یکی از فمنیستترین کتابهای جهانه و این که الیزابت اولش با وجود همه چی درخواست دارسی رو رد کرد نشونهی روح و افکار قوی نویسنده در اون زمانه که هیچ زنی نمیتونست در برابر این چیزا مقاومت کنه و روحیه فمنیستی رو قشنگ به تصویر کشیده
به نظرم برای یه کتاب بیش از حد خالهزَنَک بود انگار با نویسنده نشستی سبزی پاک میکنی و اون برات تعریف میکنه😄 کمی هم زیاده گویی داشت؛ درباره یه موضوع ساده کلی توضیح میداد.. اما خب مثلا برای آشنایی با اوضاع اون زمان بدک نبود و اینکه شجاعت الیزابت برای مخالفت با ازدواجی فقط به خاطر منافع مالی، واقعا برای من لذت بخش و جذاب بود شخصیت پردازیها هم خوب بود اما در کل به نظرم بیشتر از یکبار ارزش خوندن نداره، چیز خاصی به آدم اضافه نمیکنه
شجاعت الیزابت و تعصبی که نسبت به خانوادهاش دارد و غرور اقای دارسی داستان زیبایی را شکل میدهد. داستان ممکن است کمی کلیشهای به نظر برسد اما با توجه به زمانی که در آن نوشته شده کتابی جنجالی به شمار میرود. حتی امروزه هم خیلی از دختران ما شجاعتی که الیزابت از خود نشان داد را ندارند. کتاب ما را از قضاوت کردن اشخاص و انتخاب انها فقط به علت موقعیتشان منع میکند. خواندن این کتاب را به همه توصیه میکنم.
نویسنده خیلی خوب تفاوت احساسات و رفتار در دخترها رو در قالب پنج خواهر که با هم زندگی میکنند نشون داده بود و هر کدوم از دخترها شخصیت خاص خودش رو داشت. رمان جذابی بود به نظرم. اینکه چقدر جالب و واقعی انواع قضاوتهای درست و اشتباه رو مطرح کرده بود و خیلی خوب به ناتوانی و تسلیم دربرابر فراموشی عشق واقعی حتی در افراد مغرور و پر ادعا پرداخته بود خیلی جالب بود.
وقتی آدم کتاب میخونه انتظار داره چیزی به دانسته هاش اضافه بشه اما این کتاب رو اگر نمیخوندم هم چیزی از دست نمیدادم. کتاب بیخودی بود. انقد که ازش تعریف میکردن جالب نبود. همش دنبال شوهر بودن شخصیتها. مردها هم خاله زنک تر از زنها. خوشم نیومد یا حداقل من به این سبک کتاب نیاز ندارم.
جین آستن با مهارت تونسته زندگی و داستان یک خانواده رو به گونهای تعریف کنه که همراه با پیش رفتن روند رمان غمگین یا خوشحال و حتی متعجب بشیم. شخصیتی از یک دختر که مخالف نظر دیگر اعضای خانواده جسور باشه و در نهایت بتونه دل شخصی رو به دست بیاره که در غرور بی همتاست. به نظرم این کتاب ارزش خوندن رو داره...
از خوبیاش بخوام بگم اینه که کلا شخصیت الیزابت رو خیلی دوست داشتم منطقی بودنش و شجاعتش در پذیرفتن تغییر دیدگاهی که داشت ستودنی بود. اما خب در کل داستان خیلی جذابی نیست و اینکه بعضی از شخصیتها میتونستن نقش کمتری داشته باشن تا حوصله خواننده سر نره و کسل کننده نباشه مثل شخصیت آقای کالینز
