نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی کتابخانه نیمه شب - مت هیگ
4.6
1821 رای
مرتبسازی: پیشفرض
مانا کیان
۱۴۰۳/۰۱/۰۱
01
داستان خیلی جذابه و هیجان خوبی داره و در قالب یه رمان به آدم درس زندگی میده و نگاه آدم رو نسبت بهش تغییر میده. کسی نیست که در زندگیش دچار حسرت نباشه چون هر انتخابی، تبعات مخصوص به خودش رو داره و همچنین مانع انتخاب های دیگر میشه. نویسنده به خوبی نشون میده که حتی اکر در بدترین نسخه خود در حال زندگی کردن باشیم باز ارزشمندیم. به نظرم با توجه به زمان کم نورا، بخش زندگی های متعدد یه مقدار زیادی بود و هم اینکه کاش سرانجام هوگو هم مشخص میشد. با اینکه دو سال پیش متن این کتاب رو خونده بودم بازهم به صوتی اش گوش دادم و نکات دیگه ای ازش فهمیدم. صدای راوی اصلی بسیار دلنشین و زیباست و سایر گوینده ها هم کارشون خوبه. در کل کتاب رو به همه افرادی که خودشون رو به خاطر اشتباهاتشون سرزنش میکنند و همچنین به همه افراد بالای سی سال توصیه میکنم.
ایده اینکه انسان بتواند زندگیهای مختلف خود را تجربه کند، بسیار جذاب و خیالانگیز است. در این کتاب، خواننده همراه نورا میشود و به دنیای موازی زندگیهای او سفر میکند، انتخابها و نتایج آنها را میبیند و به این فکر میکند که چطور زندگیاش را میسازد. این سفر ذهنی، تجربهای عمیق و تاملبرانگیز برای خواننده به ارمغان میآورد. راوی نیز که این کتاب صوتی را روایت کرده، به شکلی جذاب و تاثیرگذار داستان را ارائه میدهد و لذت شنیدن آن را دوچندان میکند.
با این حال، برخی منتقدان اشاره کردهاند که تمرکز زیاد بر زندگیهای موازی ممکن است باعث شود پیام اصلی کتاب کمی گم شود. همچنین، برخی از ترجمهها نتوانستهاند عمق و زیبایی متن اصلی را بهخوبی منتقل کنند، که ممکن است تجربهی خواندن را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، برخی منتقدان اشاره کردهاند که تمرکز زیاد بر زندگیهای موازی ممکن است باعث شود پیام اصلی کتاب کمی گم شود. همچنین، برخی از ترجمهها نتوانستهاند عمق و زیبایی متن اصلی را بهخوبی منتقل کنند، که ممکن است تجربهی خواندن را تحت تأثیر قرار دهد.
درود و سپاس علاوه بر نظر دوستدارن این کتاب که نوشتند و قبولش دارم. دلم میخوست توجهتون رو به نکته ای که نویسنده در لفافه به اون اشاره کرده جلب کنم. در بخش آن سوی نا امیدی میگه: نورا تصمیم گرفت که تجربه ی خود را از کتابخانه نیمه شب برای خودش نگه دارد و چیزی به پرستار نگوید. چون واقعیت های کمتر شناخته شده جهان هنوز در برنامه های درمانی سلامت گنجانجده نشده است. در بخش زیستن در برابر آگاهی نورا از برادرش تشکر میکنه که وقتی داشته توی آب غرق می شده قصد داشته بهش کمک کنه و بپره توی آب. و برادرش تعجب میکنه که چطور اینو میدونه؟! در حالیکه اون لحظه اونجا نبوده. تجربه های نزدیک به مرگ موضوعی بوده که نویسنده با توجه به ذهن مادی گرا مخاطب اینطور داستان تخیلی وار همراه با مطالب افکار، احساسات و انتخاب های انسان بهش پرداخته.
من الان کدام یکی هستم؟ اینجا کجاست؟ شاید اینها سوالاتی باشد که با شنیدن این کتاب برایمان مطرح شود. ایده اصلی کتاب جدید نبود ولی پرداخت بسیار خوبی داشت و بسیار روان و ساده حرف خود را می زد. اینکه افسوس گذشته را نخور و تلاش کن همه لیوان را ببینی، هم نیمه پر و هم نیمه خالی. استفاده از کتابخانه و ویدئو کلوپ بسیار جالب بود و استفاده از فراموشی های ناگهانی که برای همه ما گاهی پیش می آید برای توضیح چگونگی انتقال بین زندگی ها. یکی از نقاط قوت داستان این است که در نهایت زندگی نورا دستخوش تغییرات ناگهانی و عظیم نمی شود و تغیرات اندک اندک و باورپذیر است. انتخاب چندین راوی برای داستان خوب بود و صدای نورا بسیار دلنشین بود ولی صدای راوی اصلی سرد و بی احساس بود. با سپاس از کتابراه
اکثر ما همیشه حسرت گذشته را میخوریم که اگر در انتخاب مسیر زندگیمان در گذشته دقت بیشتری کرده بودیم الان شادتر و بودیم و زندگی بهتری داشتیم
همیشه غصه زندگی نزیسته خود را میخوریم، این کتاب با روایت داستان به شیوه جذاب نشان میدهد
که اگر توانایی این را داشته باشید که هر کدام از مسیرهای قبل زندگیتان را تغییر دهید اتفاقات دیگری خواهد افتاد که ممکن است اوضاع از الان هم بدتر بشود، بنابر این سعی کنید از همین زندگی الآن خود لذت ببرید، بهم عشق بورزید، نسبت بهم مهربان باشید، سعی کنید در زندگی مفید و موثر باشید .
آن موقع هست که به آرامش خواهید رسید و از زندگی لذت خواهید برد
در کل کتاب خوبی هست، و در مورد صدا گذاری هم باید بگم که خوب بود
تشکر از کسانی که تلاش کردند و مجموعه کتابراه
همیشه غصه زندگی نزیسته خود را میخوریم، این کتاب با روایت داستان به شیوه جذاب نشان میدهد
که اگر توانایی این را داشته باشید که هر کدام از مسیرهای قبل زندگیتان را تغییر دهید اتفاقات دیگری خواهد افتاد که ممکن است اوضاع از الان هم بدتر بشود، بنابر این سعی کنید از همین زندگی الآن خود لذت ببرید، بهم عشق بورزید، نسبت بهم مهربان باشید، سعی کنید در زندگی مفید و موثر باشید .
آن موقع هست که به آرامش خواهید رسید و از زندگی لذت خواهید برد
در کل کتاب خوبی هست، و در مورد صدا گذاری هم باید بگم که خوب بود
تشکر از کسانی که تلاش کردند و مجموعه کتابراه
کتاب واقعا فوق العاده ای بود تا به حال یک کتاب انقدر من رو درگیر نکرده بود از لحظه ای که شروع به شنیدن کتاب کنید تا پایان نمیتونید از شنیدن دست بکشید این کتاب باعث شد متوجه بشم چقدر زندگی زیبا و پر از موهبت و شادیه فقط باید با دید بهتری به اون نگاه کرد کتاب درباره ی دختری به نام نوراست که تنهاست و از زندگی خسته و بریده شده اون تصمیم به خودکشی میگیره ولی در جایی میان زندگی و مرگ گیر میکنه و این فرصت به اون داده میشه که زندگی های نزیسته اش رو زندگی کنه در واقع اون هر حسرتی رو که در زندگی داشته امتحان میکنه و متوجه میشه که تمام اون حسرت ها الکی بوده و ذهن خودش رو بااون ها درگیر کرده و زندگی که داره بهترین زندگی ممکنه و اون دوباره به زندگی بر میگرده این بار پر انرژی و پر از انگیزه برای زندگی
این کتاب یکی از محشر ترین کتاب هاییست که میتوانی بخوانی یا حتی گوش دهی؛ هر فرد می تواند با این کتاب زندگی کند، بترسد، درد و رنج را با نُرا تحمل کند، میتواند بخواهد که زندگی های متفاوتی را تجربه کند یا شاید هم با او زنده بماند. با این کتاب افراد می توانند زندگی خود را به صورت معجزه آسایی تغییر دهند و از تیغه مرگ رها شوند. خانم مت هیگ، نویسنده این کتاب ذهن بسیار خلاقی داشته است که همه جوره این داستان را نوشته است، با هر بخش و فصل این کتاب باید درس گرفت. به جایی که حسرت های حسرت هایمان را بخوریم سعی کنیم زندگی را بهبود ببخشیم. پیشنهاد میکنم که این کتاب را بخوانید و آرزومندم که حسرت های حسرتمان را نخوریم و از آن ها درس بگیریم ما فقط یک روی داستان را میبینیم. دوست دار شما یاس.
این کتاب، داستان دختری به اسم نورا است که قصد خودکشی دارد که در خیالش وارد کتابخانه نیمه شب میشود و با انتخاب زندگیهای متعدد در کتابها به این نتیجه میرسد که خیلی از رشتهها و شغلهایی که انتخاب کرده داشته خواستههای عزیزانش رو زندگی میکرده و حسرت در زندگیش بیهوده بوده و هیچ زندگی بدون غم و اندوه نیست، زندگی وجود ندارد که در آن شادی مطلق باشد به پذیرش خود و زندگی رسید تا زمانی که عمرت به پایان نرسیده میتوانی انتخابهای متعددی داشته باشی ولی چیزی که باید بدانی اینه که انتخاب تو بر خودت و اطرافیانت اثر گذار است کتاب صوتی صدا گذاری از محیط اطراف برایم جالب بود. اینکه زندگیهای متعددی نورا وارد میشد به نظرم زیادی بود هم کسل کننده داشت میشد وهم میترسیدم که زندگی واقعی نورا از یاد ببرم.
خیلی هامون توی لحظاتی از زندگی خودمونو توی زندگیای دیگهای تصور کردیم، لحظاتی که خودمون رو پولدار تصور کردیم یا وقتی با عشق واقعی زندگیمون در حال لذت بردن از زندگی هستیم یا وقتی انسان مشهور و معروفی مثل بازیگر یا هنرمند و ورزشکار هستیم. تصور همه اینها زیبا است.. ولی زندگی همیشه چالشهایی هم دارد، ما همیشه خودمان هستیم با نقاط ضعف و ایرادهایمان، دنیا نیز همیشه کامل نیست، هیچ دنیای ایدآلی وجود خارجی نداره، همه چیز در وجود انسان نهادینه شده، و تعاملات بیرونی نقش کمتری در خوشبختی و کامیابی انسان داره. کتابخانه نیمه شب به خوبی تونسته به این جنبه از زندگی بپردازه و آگاهمون کنه که خوشبختی یه چیز بیرونی نیست. امیدوارم با خوندن این کتاب بتونید از بودن در دنیایی همواره ناقص لذت ببرید.
کتابخانه نیمه شب داستان یک دختر است که تمام زندگی اش را با حسرت سپری کرده است و در حال حاضر به قدری از زندگی اش خسته شده است که می خواهد آن را به پایان برساند. اما چه اتفاقی می افتد اگر این دختر ناگهان در کتابخانه ای پر از میلیون ها کتاب به سر ببرد؟! اما آن کتاب ها به هیچ وجه عادی نیستند! در واقع، هر یک از آن ها درهایی به زندگی هایی است که می توانست داشته باشد اگر تنها یک تصمیم کوچک را متفاوت می گرفت! اگر هنوز هم به تأثیر تصمیمات کوچک در زندگی تان اعتقاد ندارید یا به هر نوع دیگری از حسرت ها در زندگی خود افتاده اید، این کتاب را بخوانید تا به نتایجی برسید که شما را به حیرت زدگی بکشاند. در این مقاله به بررسی کتاب کتابخانه نیمه شب می پردازیم. با ما همراه باشید.
در ابتدا باید بگم که داستان از فصل کتابخانه نیمه شب شروع میشه و قابلیت زیادی برای تبدیل شدن به یک فیلم سینمایی جذاب رو داره. من از همون اوایل کتاب تقریبا آخر داستان رو حدس زده بودم که در نهایت هم حدسم درست بود. همه ماای کاشهای زیادی در زندگی داریم که در این کتاب نورا میتونه اونای کاشها رو عملی کنه ولی در نهایت بعد از تجربههای گوناگونش در برزخ به این نتیجه میرسه که باید قدر زنده بودن و زندگی کردن رو باید بدونه و از بینهایت تصمیم که میتونه بگیره با عشق لذت ببره. اول از همه ما باید خودمون رو دوست داشته باشیم تا بتونیم عاشق زندگی و دیگران باشیم. داستان خیلی خوبیه و توصیه میکنم حتما کتاب رو گوش کنید چون انصافا گویندههای کتاب هم سنگ تموم گذاشتن
مت هیگ در این کتاب استادانه شما را به ژرفای ذهن خود میبرد و همچنان که کارکتر اصلی به دو راهیهای زندگی خود میرسد شما هم به انتخابها و عملکردهای گذشته خود میاندیشید و در مسیر داستان همانند شخصا اصلی درمییابید که هر آنچه تصمیم و عملکرد شما در گذشته بوده بر اساس رشد فکری و نیازهای روحی ذهنی و جسمی و سایههای شخصیتی خودتان بوده و باید اتفاق میافتاده تا شما به رشد و تکامل امروزتان برسید و متوجه میشوید درست و یا غلطی وجود نداشته و فقط مسیر و آگاهی است باید دریافت میشده و دیگر افسوس و حسرت از گذشته در شما از بین میرود و لحظه اکنون برایتان ارزشمند و شیرین میشود من از خواندن این کتاب بسیار لذت بردم و به همه دوستان اهل مطالعهام پیشنهاد کرده
عالی جذاب دوست داشتنی طرحی نو قلمی گیرا موضوعی دوست داشتنی. کلا کتابش حرف نداشت. من خودم هم دوست داشتم مثل نورا برم و تمام زوایای کوانتومی زندگیمو ببینم. خود من هم بارها و بارها شده که احساس میکردم اگر توی زندگیم یه تصمیم دیگهای میگرفتم با یه فرصت خوب رو انتخاب میکردم. زندگیم روال دیگهای در پیش داشت. انتخابهای غلط از دست دادن فرصتهای خیلی خوب برای همه ما پیش میاد کاش همه بتونیم بهترین راه زندگی خودمون رو پیدا کنیم. همچنین میخواستم از گویندگان و کتاب که بسیار بسیار ثداهای زیبا و شگفت انگیزی داشتن و به بهترین و تاثیرگذارترین نحو داستان رو روایت کردند تشکر کنم و همچنین از پخش موسیقیهای متن. خیلی زحمت کشیدین دست مریزاد.
دیدگاه خوبی ارائه میده. باید از پیله در بیایم تا پروانه بشیم. از این شاخه به اون شاخه شدن خوب نیست. ما خیلی چیزها را یاد میگیریم اما باید برای شغل رویی کار متمرکز بشیم تا موفق باشیم. تغییر در جایگاه درست لازم است نه از سر احساس و غیر معقول و نسنجیده. ما زمان زیادی برای آزمون و خطا نداریم و باید از اشتباه درس بگیریم و در عین حال شادی و آرامش را در زندگی داشته باشیم. این کتاب به ما میگه اتفاقهایی که در زندگی رخ میدهد برای این است که ما بیشتر محک بخوریم و بسنجیم و اگر مسائل نا خوشایندی رخ میدهد همه برای این است که درست فکر نمیکنیم و فقط منفی نگر هستیم و در عین حال کمال گرا هستیم. باید از حال لذت ببریم و آینده زیبایی را بسازیم.
کتاب خوب و ارزشمندیه و میخواد بگه که حسرت نخورید فکر نکنید اگه میگیای کاش اینطور میشد پس حتما اتفاقهای خوب براتونمیفته ولی باز من دلم میخواست که بشه حداقل آدما تو داستان به آرزوهاشون برسن من خودم همیشه تو دلم میگمای کاش یه رشتهی دیگه درس میخوندم وای کاش از سن پایین خیاطی رو شروع میکردم و الان دیگه مزون داشتم ولی این کتاب میگه فکر نکن که به اینای کاشها رسیدی پس حتما همه چی خوبه و گل و بلبله ممکنه خیلیها تو زندگیت نباشن و آسیبهای جدی ببینی بطوری که بگی ول کن همون زندگی داغان خودم از همه بهتر بود و حسرت کارهایی که نکردید رو نخورید ولی راستش من دوست دارم کهای کاش حداقل در داستانها میشد اشتباهات رو اصلاح و جبران کرد
من این کتاب رو متنش رو خوندم، صوتش رو هنوز گوش ندادم.
ولی به جرئت میتونم بگم این بهترین کتابی بود که خوندم. واقعا کتاب فوق العادهای بود.
برای کسانی مناسب هست که حسرت گذشته رو میخورند، کسانی که حسرت تصمیمهایی که باید یا نباید میگرفتن، کسانی که فکر میکنند اگر راه دیگه روانتخاب کرده بودن مسیر زندگیشون چجوری بود الآن، مناسب هست. کمک میکنه به آرامش برسی و بدونی بهترین تصمیم رو گرفتی یا نه.
امید و انگیزه واسه آینده بهت میده.
حسرت گذشته، نا امیدی و سردرگمی رو ازت میگیره.
من به شخصه واقعا از این کتاب لذت بردم.
ولی به جرئت میتونم بگم این بهترین کتابی بود که خوندم. واقعا کتاب فوق العادهای بود.
برای کسانی مناسب هست که حسرت گذشته رو میخورند، کسانی که حسرت تصمیمهایی که باید یا نباید میگرفتن، کسانی که فکر میکنند اگر راه دیگه روانتخاب کرده بودن مسیر زندگیشون چجوری بود الآن، مناسب هست. کمک میکنه به آرامش برسی و بدونی بهترین تصمیم رو گرفتی یا نه.
امید و انگیزه واسه آینده بهت میده.
حسرت گذشته، نا امیدی و سردرگمی رو ازت میگیره.
من به شخصه واقعا از این کتاب لذت بردم.
داستان از جایی آغاز میشود که به او خبر میدهند گربهاش در خیابان تصادف کرده و مُرده. روز بعد با سختی تمام و با وجود اندوهش، به محل کارش میرود. اما رئیسش به او میگوید افسردگیاش باعث شده مشتریها به فروشگاه نیایند و نورا را اخراج میکند. چند ساعت بعد تنها شاگرد موسیقیاش را از دست میدهد. به دوستش ایزی پیام میدهد تا با او درد دل کند، اما ایزی جوابش را نمیدهد، و کمی بعدتر همسایهی پیرش به او میگوید دیگر به کمکش احتیاجی ندارد و از حالا پسری که در داروخانه کار میکند به او کمک خواهد کرد. نورا که حس میکند به انتها رسیده و کسی به او اهمیتی نمیدهد، به برادرش پیام میدهد و با قرصهای ضدافسردگی خودکشی میکند.
داستان زیبا و جالب بود نویسنده خیلی خوب موضوع مرگ وزندگی را بیان میکند دختری که در جوانی با افسردگی خود کلنجار میرود ودر آخر دست به خودکشی میزند ولی در فاصله بین مرگ و زندگی به کتابخانهای کشیده میشود که یک مدیر به نام خانم علم دارد و خانم علم به او میگوید با انتخاب هر کتابی باید آن کتاب را زندگی کند و چه زندگیهای گوناگونی را تجربه میکند ولی هر بار از آن زندگی هم خسته میشود بعد از اینکه تمام آنچه آرزویش بود را تجربه میکند در آخر با این نتیجه میرسد آن زندگی را باید انتخاب کند که خودش باشد و بگذارد سرنوشت کار خودش را بکند
صدای گوینده هم جذابیت این کتاب رو دوچندان کرد
ممنون از کتابراه عزیز
صدای گوینده هم جذابیت این کتاب رو دوچندان کرد
ممنون از کتابراه عزیز
ایدهی بازگشت به گذشته ایدهی جدیدی نیست اما چرا کتابخانه نیمهشب در نظرسنجی گودریدز به عنوان محبوبترین داستان انتخاب شد؟ شاید به این دلیل که زندگی و تصمیمات نورا سید به کتاب و کتابخانه پیوند میزند طوریکه نورا با ورق زدن هر کتاب به گذشته بازمیگردد و یک زندگی جدیدی را برای لحظاتی تجربه میکند. قلم نویسنده بسیار جذاب و گیرا، ترجمه بسیار روان و گویندگی و افکتها و... همگی عالی و درجه یک به طوری که باعث دلنشینی هرچه بیشتر این کتاب شد. خیلی از گوش دادن به این کتاب صوتی لذت بردم و اطمینان دارم یکی از آن دست کتابهایی هست که عمرا فراموشش کنم و حتی بخواهم بازهم در آینده آن را بخوانم یا گوش بدهم.
کتابخانه نیمه شب یک رمان تخیلی معمایی است. در این داستان، شخصیت اصلی به نام نورا با گذشته ای تاریک مواجه می شود. وی به دنبال پیدا کردن زندگی مورد علاقه اش است که می تواند آینده را تغییر دهد. یکی از نقاط قوت این کتاب، ساختار پیچیده و متفاوت آن است که خوانندگان را به تعقیب گذارده و باعث می شود که هر صفحه جدیدی را مشتاقانه بخوانند. همچنین، جذابیت داستان و جریان پیچیده ای که در طول کتاب ایجاد می شود، خوانندگان را درگیر می کند و آن ها را به تفکر و تامل درباره مفاهیم عمیق تر و پیچیده تر می انگیزد. به علاوه، کتاب با ترکیب عناصر علمی تخیلی، ماجراجویانه، و رمز و راز، توانسته است یک تجربه خواندن گیرا و جذاب ارائه دهد.
کتاب بسیار عالی هست توصیه میکنم حتما مطالعه کنید.
من با وجود اینکه قبلا نسخه چاپی کتاب را خونده بودم اما نسخه صوتی را هم دانلود کردم و در کمال تعجب از نسخه صوتی خیلی خیلی بیشتر خوشم آمد تمامی اتفاقات و جزئیات کتاب در این نسخه بیان میشود جوری که واقعا احساس میکنید در آن شرایط و حال و هوای داستان قرار گرفته اید. راویان داستان بسیار خوش صدا هستند و کلمات را به خوبی ادا میکنند. علاوه بر این کتاب در مدت زمانهای کوتاه کوتاهی تقسیم بندی شده که اصلا احساس خستگی به گوش شنونده القا نمیکند. این نسخه صوتی را به شدت به همه پیشنهاد میکنم. با تشکر از تمام کسانی که در تهیه این نسخه از کتاب زحمت کشیدهاند. خسته نباشید.
من با وجود اینکه قبلا نسخه چاپی کتاب را خونده بودم اما نسخه صوتی را هم دانلود کردم و در کمال تعجب از نسخه صوتی خیلی خیلی بیشتر خوشم آمد تمامی اتفاقات و جزئیات کتاب در این نسخه بیان میشود جوری که واقعا احساس میکنید در آن شرایط و حال و هوای داستان قرار گرفته اید. راویان داستان بسیار خوش صدا هستند و کلمات را به خوبی ادا میکنند. علاوه بر این کتاب در مدت زمانهای کوتاه کوتاهی تقسیم بندی شده که اصلا احساس خستگی به گوش شنونده القا نمیکند. این نسخه صوتی را به شدت به همه پیشنهاد میکنم. با تشکر از تمام کسانی که در تهیه این نسخه از کتاب زحمت کشیدهاند. خسته نباشید.
کتاب در تمامی بخشها بطرز ماهرانهای احساس همزاد پنداری را در وجود و روان انسان برمی انگیخت، مواردی که به آنها پرداخته شده بود بسیار قابل لمس و جاری و ساری در زندگی روزمره بود، حسرتها و حال بد روزمره، قضاوتها و حس بد ناشی از تک تک اینها و نحوه درست مقابله با اینها به نخو زیبایی بیان شده بود، دربخشهای ابتدایی گویی درباره زندگی خودم کسی بجای من سخن میگفت و در بخشهای پایانی انگار بیان میکرد اگر حال خوب میخواهی باید نگاهت را عوض کتی و اینگونه به اطرافت نگاه بیندازی، به پایان رساندن کتاب دو روز به طول انجامید و از تک تک لحظاتش لذت بردم
از کتابراه عزیز بابت فرصتی که برای مطالعه کتابهای خوب فراهم میکند سپاسگزارم
از کتابراه عزیز بابت فرصتی که برای مطالعه کتابهای خوب فراهم میکند سپاسگزارم
زندگی الگوهای مختلفی دارد و ریتمی دارد. وقتی در یک زندگی گیر میافتیم، آسان است که در خیالاتمان تصور کنیم همه اتفاقات منفی نتیجه آن شیوه خاص زندگی کردن است، نه نتیجهی خود زندگی کردن. منظورم این است که اگر میفهمیدیم هیچ شیوه زندگیای نمیتواند ما را در برابر غم ایمن کند، همه چیز سادهتر میشد. فقط باید بفهمیم که غم نیز جزئی از ذات شادی است. نمیتوان شادی را داشت و غم را نداشت. البته هر دوی آنها حد و میزان خود را دارند، اما زندگی ایدهآلی وجود ندارد که ما در آن مدام در شادی محض غرق شویم. تصور اینکه چنین زندگیای وجود دارد، فقط باعث میشود در زندگی فعلیمان بیشتر احساس غم کنیم.
داستان با تمی فلسفی به تصمیمات کنارگذاشته شده دختری میپردازه که دچار افسردگی بعد از شکستهای پیاپی شده. اتفاقی که برای خیلی از ماها افتاده ولی مطمئنا ما امکان رفتن به کتابخانه نیمه شب و بررسی وضعیت خودمون در صورت انتخاب راههای نرفته رو نداریم ولی باید این رو باور کنیم که گذشته گذشته و ما اگر زنده ایم پس باید بتونیم زندگیمون رو تغییر بدیم ما مجموعهای از تمام اشتباهات و تجربیات و تصمیمات درست یا نادرستی هستیم که زندگی فعلی ما رو تشکیل میده.
داستان خیلی باب سلیقه من نبود ولی شاید واسه کسانی که زیاد حسرت گذشته و اشتباهات گذشته شون رو میخورند بتونه مفید باشه و کمی نگاهشون رو عوض کنه.
داستان خیلی باب سلیقه من نبود ولی شاید واسه کسانی که زیاد حسرت گذشته و اشتباهات گذشته شون رو میخورند بتونه مفید باشه و کمی نگاهشون رو عوض کنه.
یک کتاب عالی برای کسانی که در انتخاب مسیر زندگی بعضی مواقع تردید میکنند و یا دچار اشتباه میشوند و فکر میکنند که راه انتخابی بهترین راه هست، در صورتیکه شاید با انتخاب راه دیگه ممکن بود که شرایط بهتر و متفاوت تری داشته باشند و با افراد بهتری برخود میکردند
البته ناگفته نماند که همه افراد در تمام لحظههای عمر در حال انتخاب هستند و هر انتخاب خود میتواند به مسیری متفاوت تر منجر بشه، بعبارتی مسیر زندگی یک مسیر با هزاران راه مختلف در هر نقطه از این جاده ست که هر کدوم از این مسیرها خودشان به هزاران مسیر متفاوت دیگه منجر میشه و این روند تا آخر عمر آدمی ادامه داره
البته ناگفته نماند که همه افراد در تمام لحظههای عمر در حال انتخاب هستند و هر انتخاب خود میتواند به مسیری متفاوت تر منجر بشه، بعبارتی مسیر زندگی یک مسیر با هزاران راه مختلف در هر نقطه از این جاده ست که هر کدوم از این مسیرها خودشان به هزاران مسیر متفاوت دیگه منجر میشه و این روند تا آخر عمر آدمی ادامه داره
این کتاب در مورد زندگی فردی به نام نورا سید هست که خودکشی کرده ولی به جای اینکه مرگ رو در آغوش بگیره بهش فرصت دوباره زندگی کردن داده میشه. با این تفاوت که این بار خودش میتونه تصمیم بگیره که چه زندگی رو زندگی بکنه. میتونه قهرمان شنای المپیک باشه، میتونه یک خوانندهی معروف باشه، میتونه یه محقق باشه، میتونه به استرالیا مهاجرت بکنه و هزاران زندگی دیگه که میتونه یکی از اونها رو انتخاب کنه. اما نورا بعد از تجربه کردن و ناخنک زدن به همهی اینها میفهمه که چه زندگی رو میخواد، زندگیه که در اون خوشحال باشه، عاشق باشه و اجازه نده حسرتها جایی در زندگیش داشته باشن.
صداها و اجرا رو دوست داشتم خیلی خوب بود، در مورد خود داستان نظرم یکم متفاوته، اسم کتاب جالب و جذاب بود ولی داستانش خیلی حالت افسردگی و نا امیدی داشت، خیلی کند جلو رفتم، برام جای سوال بود که چرا همه راههای مختلف زندگی نورا به شکست و ناامیدی ختم میشه و شخصیت نورا بعد از هر تجربه زندگی هیچ تغییری نمیکرد فقط در انتها خواست زنده بمونه، پایان داستان کاملا قابل پیش بینی و ساده بود و خیلی سریع و کوتاه داستان تموم شد، دوست داشتم بیشتر به زندگی و تصمیمات و کارهای بعدش میپرداخت تا نشون میداد از اون همه زندگی درسهای خوبی گرفته.
برای یکدفعه گوش دادن خوب بود، سپاس.
برای یکدفعه گوش دادن خوب بود، سپاس.
کتاب نیمه شب کتاب چندان جالبی نبود خیلی ترند شده بود و تا حدی ازش انتظار داشتم اما واقعا پایین تر از انتظار بود کلیت داستان کتابخانه جالبه کلی زندگی و کلی فرصت تا بتونی فرصتهای از دست رفته رو جبران کنی و ببینی اگه راه دیگهای رو رفته بودی زندگی ت چطور میشد
اما نویسنده پتانسیل داستانش رو کاملا هدر داده و دیالوگهای کاملا کشدار و طولانی که هیچ کمکی به روند داستان نمیکنن نطقهای چند صفحهای کسل کننده که نورا برامون میکرد موقعیتهای شبیه به هم و سطحی پرداخت به موقعیت، عواطف و احساسات نورا و دلیل افتادن اتفاقها و در نهایت پایان افتضاح باعث شد که این کتاب رو نپسندم
اما نویسنده پتانسیل داستانش رو کاملا هدر داده و دیالوگهای کاملا کشدار و طولانی که هیچ کمکی به روند داستان نمیکنن نطقهای چند صفحهای کسل کننده که نورا برامون میکرد موقعیتهای شبیه به هم و سطحی پرداخت به موقعیت، عواطف و احساسات نورا و دلیل افتادن اتفاقها و در نهایت پایان افتضاح باعث شد که این کتاب رو نپسندم
سلام به همگی کتاب خیلی خوب و آموزنده ای بود و دوستش داشتم ولی این برای من سواله که چرا وقتی میرفت توی زندگی ها وقتی وارد نورای داستان دیگه میشد خوب مغزشون یکی میشد چرا درمورد گذشته و چیز هایی حالا درمورد یخچال شانسی و... چیزی نمیدونست اگه حالا به هر دلیلی میتونست در اون زندگی بمونه نمیتونست به خاطر نداشتن اطلاع کافی درمورد شغلش توی اون زندگی بمونه یه جوره که انگار یه تازه وارد برو توی بدن یه آدم پرفسور یا مشهور وهیچی هم درمورد گذشته این فرد و دانشی که داره ندونه خوب طبیعتا نمیتونه ادامه بده به نظرم به غیر از این مسئله بقیش خیلی خیلی خوب بودبا تشکر
با درود به کتاب راهیهای عزیز کتاب بسیار جالب و هیجان انگیز بود میتونم بگم رمانی فلسفی تخیلی درباره زندگی بود و میتونم بگم مثل دنیای سوفی برام جذاب بود دید متفاوت از ندگی جهان موازی بینهایت زندگی نکرده وحسرت وآرزوهایی در پی اختیار در تصمیم گیری که در هر لحظه زندگیمان داریم این کتاب به خوبی معنای جبر و اختیار در زندگی را به تصویر کشیده بود چهار فصل آخر بسیار گیرا بود در کل خواندن یا گوش دادن این کتاب رو به دوستان کتاب راهی پیشنهاد میدم خصوصا تشکر از انتشارات جیحون در زمینه خوانش عالی و ممنون از کتاب راه برای کتابهای خوبی که در اختیار ما قرار داده
خیلی خوب بود،
پیشنهاد میدم اگر حالت غم و اندوه دارید کتاب رو تا انتها گوش بدید اوایل کتاب شاید با گوش دادنش همزاد پنداری کنید و حالتون بدتر هم بشه برای نتیجه مناسب کتاب باید تموم بشه
عالی فضا سازی و شخصیت سازی شده بود وگویندگان عالی کار کرده بودند حتما اگر کتاب رو شروع کردید تا پایان ادامه بدید شاید ابتدای کتاب حس کنید خیلی منفی گرایانه است و خیالاتی اما نتیجه میتونه مثبت و موثر باشه، حتما تباید افسرده باشید تا گوش بدید شاید برای بیشتر قدر دونستن داشتهها و اثر گذاریتون روی زندگی بقیه و حتی حسرتهایی که دارید این کتاب دید جالبی بهتون بده
پیشنهاد میدم اگر حالت غم و اندوه دارید کتاب رو تا انتها گوش بدید اوایل کتاب شاید با گوش دادنش همزاد پنداری کنید و حالتون بدتر هم بشه برای نتیجه مناسب کتاب باید تموم بشه
عالی فضا سازی و شخصیت سازی شده بود وگویندگان عالی کار کرده بودند حتما اگر کتاب رو شروع کردید تا پایان ادامه بدید شاید ابتدای کتاب حس کنید خیلی منفی گرایانه است و خیالاتی اما نتیجه میتونه مثبت و موثر باشه، حتما تباید افسرده باشید تا گوش بدید شاید برای بیشتر قدر دونستن داشتهها و اثر گذاریتون روی زندگی بقیه و حتی حسرتهایی که دارید این کتاب دید جالبی بهتون بده
کتابی که مطمئنم تا روزی که زنده ام بارها و بارها میخونمش چون این کتاب داستان زندگی من و خیلی هاس که همیشه در گذشته زندگی میکردن و درگیر ای کاش ها و حسرت های گذشته بودن. این کتاب منو بسیار به فکر فرو برد، گذشته ای نیست، هرچه هست اکنون است و اکنون وقت اینه که بخواهیم باقی زندگی رو شاد زندگی کنیم. تا همینجای زندگی هم هرچی پیش اومده بازم خوب بوده درحالیکه که میتونست خیلی بد باشه پس بازم شکر و حسرتی نیست واقعا. الان که هستیم باید دنبال بهانه ای برای شاد بودن و لذت بردن از زندگی باشیم، فرصتی برای ناراحتی و حسرت وجود نداره
درود بر شما،
کتاب کتابخانه نیمهشب تجربهای شگفتانگیز بود. به زیبایی مفاهیم عمیقی مثل انتخابهای زندگی و پیامدهای آنها رو در قالب داستانی دلنشین ارائه داده. از این کتاب میشه درس بزرگی گرفت: هر تصمیمی که تو زندگی میگیریم هم خوبیها و هم چالشهای خودش رو داره. با حسرت خوردن، فقط لحظه حال رو از دست میدیم.
نکته دیگه اینه که تیم گویندگان واقعاً کتاب رو زنده کردن. اگر خودم کتاب رو میخوندم، شاید تو بعضی از بخشها خسته میشدم، اما گویندگان با اجرای حرفهایشون جذابیت کتاب رو چند برابر کرده بودن، جوری که اصلاً متوجه گذر زمان نشدم.
کتاب کتابخانه نیمهشب تجربهای شگفتانگیز بود. به زیبایی مفاهیم عمیقی مثل انتخابهای زندگی و پیامدهای آنها رو در قالب داستانی دلنشین ارائه داده. از این کتاب میشه درس بزرگی گرفت: هر تصمیمی که تو زندگی میگیریم هم خوبیها و هم چالشهای خودش رو داره. با حسرت خوردن، فقط لحظه حال رو از دست میدیم.
نکته دیگه اینه که تیم گویندگان واقعاً کتاب رو زنده کردن. اگر خودم کتاب رو میخوندم، شاید تو بعضی از بخشها خسته میشدم، اما گویندگان با اجرای حرفهایشون جذابیت کتاب رو چند برابر کرده بودن، جوری که اصلاً متوجه گذر زمان نشدم.
تا به حال کتابی به این انداره تاثیرگذار ندیده بودم. زندگی دراین دنیا حتی برای خوشبخت ترین آدمها ناملایماتی دارد کتابخانه نیمه شب همه انسانها را در هر شرایطی توصیف می کند که هر کدام از ما درجای درست خود قرارداریم و.. از همه دوستان درخواست میکنم حتما این کتاب را تهیه کنندو از تاثیر بی نظیر این کتاب زیبا بی نصیب نباشند. من افسوس میخورم کاش زودتر کتابخانه شب راخوانده بودم. عزیزانی که دچار مشکلات روحی هستند و زندگی کردن معنای خاصی برایشان ندارد یا به هردلیلی افسرده و منزوی هستندکتابخانه نیمه شب بهترین انتخاب است. متشکرم از تیم کتابراه
کتابخانه نیمه شب به جرات میتونم بگم یکی از بهترین کتابی هست که واقعا همه باید بخوننش. من واقعا لذت بردم. واقعا چقدر خوب میشد اگه میتونستی تموم زندگیهای دیگه ات رو زندگی کنی. ولی درس بزرگی که از این کتاب میشه گرفت اینه که شما هر تصمیمی که در زندگیت بگیری شامل یه سری پیامد مثبت و منفی هست و یه راه بدون غم و ناراحتی و مشکل اصلا وجود ندارد و نکته مهم دیگه اینه که قدر زندگیمو بدونیم و سعی کنیم درست زندگی کنیم در همین عمر محدودمون. و نکتهی طلایی داستان اینه که هیچوقت برای شروع دیر نیست. به قول قدیمیها ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اش.
واقعا فوق العاده جذاب بود به خصوص قسمت "چیزی که آموختم (نوشته هیچکس که همه کس بود) " که عنوان قسمت مورد علاقهام هست، شخصیت نورا بسیار جذاب و ایده کتابخانه هم جالب بود.
گوش دادن به این کتاب میتونه باعث ایجاد انگیزه برای زندگی کردن و لذت بردن از اون در درون شما بشه، شما بعد از گوش دادن به این کتاب متوجه میشین که به جای حسرت خوردن به خاطر تصمیمات گذشته و ناراض بودن از زندگی باید از اون لذت برد سعی کردم کوتاه نظرم رو بگم که خسته کننده نباشه و در نهایت ازتون میخوام که حتما یه بار هم که شده به این کتاب صوتی جذاب گوش بدین.
گوش دادن به این کتاب میتونه باعث ایجاد انگیزه برای زندگی کردن و لذت بردن از اون در درون شما بشه، شما بعد از گوش دادن به این کتاب متوجه میشین که به جای حسرت خوردن به خاطر تصمیمات گذشته و ناراض بودن از زندگی باید از اون لذت برد سعی کردم کوتاه نظرم رو بگم که خسته کننده نباشه و در نهایت ازتون میخوام که حتما یه بار هم که شده به این کتاب صوتی جذاب گوش بدین.
میشه گفت کتاب خوب و جالبی بود. نویسنده بخوبی این رو نشون داده بود که باید سپاس گذار تک تک لحظات زندگیمون باشیم و از زندگی کردن بخاطر دیگران و زیر نظر دیگران بپرهیزیم. (اگر کتاب رو خونده باشید میبینید نورا توی تمام زندگیهای که بخاطر دیگران تصمیم گیری میکرد به نوعی براش آزار دهنده میشد برخلاف آخرین زندگیش که برای خودش انتخابش کرد ولی خب اون زندگیای نبود که خودش ساخته باشه واسه سیستم بازگردوندش. *هرچند اگه من جای نورا بودم شاید تو همون زندگی میموندم ☺) و درنهایت بنظرم اگه آخرین زندگی نورا *ازدواج با اش* نبود واقعن کتاب از دست میرفت:)
با سلام ابتدا ممنونم از کتابراه که این کتاب خوب رو رایگان کرده بود و نظرم جلب شد که بخونمش. من درست در این زمان در جایگاه نوراسید ایستاده ام. الان که این کتاب رو تموم کردم نمیدونم دقیقا چه حسی دارم ولی میدونم که حالم خیلی بهتره. قطعا دوباره مرورش میکنم. اینکه بدونی در زندگیهای دیگه ات داری حسرتهای الانتو زندگی میکنی بهت اجازه میده با ارامش این ورژن از خودت رو تو همین دنیا زندگی کنی. "لازم نیست زندگی رو درک کنی، فقط زندگیش کن" بهترین جمله کتابه از نظر من.. امیدوارم با حسرت هامون به صلح برسیم و بهترین نسخه خودمون باشیم!
ممنون از کتابراه به خاطر این هدیه. این کتاب را بعد از فوت فشرده سه نفر از اعضای خانواده شنیدم و دوست داشتم بدانم آیا آنها هم در لحظات کما و احتضار زندگیهای دیگرانشان را دیدهاند. جالب است که در تمام کتابها و داستانهای درباره مرگ و زندگی، زندگی فعلی. هر شخص بهترین ورژن از زندگی است! داستان اسکروج و سرود کریسمس و هری پاتر و فرزند نفرین شده، نمونههای مشابه این داستان هستند.
صدای گوینده برای روایت داستان، نقش اصلی، و خانم کتابدار فوقالعاده است ولی برای صداهای مردانه در بعضی از نقشها مناسب نبود.
صدای گوینده برای روایت داستان، نقش اصلی، و خانم کتابدار فوقالعاده است ولی برای صداهای مردانه در بعضی از نقشها مناسب نبود.
واقعا اثر خاص و فوق العاده ایه و با داستانی که میگه از خیلی از کتاب های روان شناسی یا تراپیست ها بهتر عمل میکنه خیلی چیز ها رو درمورد انسان بودن یاد میده و اینکه چقدر احساسات و افکار یک انسان میتونه قدرتمند وحشتناک و پیچیده و حتی متضاد باشه و اینکه ادم با امید زندگی میکنه و نورا با وجود اینکه زندگی راحتی نداشت اما هنوز میتونست خودش با اقدامات و تصمیم های بهتر زندگیشو خیلی بهتر کنه این کتاب نشون میده اگه از فرصت هامون استفاده کنیم پشیمون نمیشیم و میتونیم با انتخاب هامون راه های مختلفی از تقدیر و زندگی رو پیش ببریم
یکی از بهترین کتابهایی بودکه تا الان خونده بودم همزمان با نورا انگار حسرتهای زندگی منم محو میشد این کتاب به دید متفاوت درباره زندگی بهتون میده و وادارتون میکنه فکر کنید به چیزهایی که تا حالا به ذهنتون خطور نکرده، به احتمالات، به انتخابها، به ارزش تک تک آدمهای دنیا و تاثیری که میتونن روی زندگی هم بذارن. همینکه میفهمی زندگی با هر انتخاب هر چند کوچیک میتونه چقدر متفاوت باشه خیلی جالبه یکی از قشنگترین جملات کتاب اینه که میگه هیچوقت اهمیت کارهای کوچیک دست کم نگیر
جزو معدود کتابهایی که دوباره میخونمش
جزو معدود کتابهایی که دوباره میخونمش
من خیلی لذت بردم از شنیدن این کتاب. میشه گفت به شنیدنش هم احتیاج داشتم. نه فقط من، به نظرم هر آدمی باید این کتاب رو بشنوه. جالبه که با نسل جدید صحبت میکردم، از کلماتی مثل شیفت استفاده میکردن و وقتی این کتاب رو شنیدم، چقدر این کتابخونه مثل همون شیفت کردن بود. یه کوچولو میتونست صداپیشگی بهتر باشه و با حس تر روایت کنه، اما خب در کل راضی بودم. موسیقی پس زمینه خوب بود. در مورد خود کتاب هم پیشنهاد میدم بهتون که حداقل یکبااار این کتاب رو گوش بدین. ممنون بابت زحماتی که برای انتشار این کتاب کشیدین.
کتاب خیلی خوبی بود.. همه ما حسرتهایی در زندگی داریم که همیشه با خود میگوییم اگر این تصمیم را میگرفتم اینطوری میشد این کارم اشتباه بود ولی واقعا نمیدانیم اگر جور دیگری تصمیم میگرفتیم و مسیر زندگی مان عوض میشد چه اتفاقات دیگهای در انتظارمان بود.. این کتاب خیلی عالی اینها را به تصویر کشیده در کتابخانه نیمه شب و با موضوع جهانهای موازی.. گویندگی و صداپیشگی هم خیلی عالی بود با سپاس از کتابراه عزیز نویسنده عزیز مت هیگ و مترجم عزیز فریده فتوحی و سپاس از گویندگان عزیز و گرامی
این اثر زیبا در سال های اخیر علاوه بر اینکه تو کل دنیا با رکوردهای کم نظیر به فروش رسیده در کشور خودمون هم دو سال اخیر جز پرفروش ترین آثار صوتی و الکترونیکی بوده و واقعا داستان جذاب و تاثیر گذاری هم داره و من شخصا به بیش از ده ها نفر از دوستانم توصیه کردم. واقعیتش ورژن صوتی این کتاب برای انتشارات ماه اوا رو که قبلا تهیه کرده بودم با صدای خانم خواجه نصیر و خیلی زیبا بود ولی بعد اینکه این کتاب رو کتابراه عزیز هدیه عیدی داد و شنیدم بی تعارف میگم این ورژن خیلی خیلی بهتر ار قبلی ها هست. حتما توصیه میکنم ازش بهره مند بشید
در طول تمام زندگی شما راههایی به ذهنتون میرسه که هیچ وقت امتحانشون نکردین، حسرتشو میخورین و خودتون رو توی موقعیت بهتری از الان تصور میکنید، مدرسه بهتر دانشگاه بهتر شغل پر درآمد تر و.. اما این کتاب بهتون نشون میده که امکان داره تو هر کدوم از این راهها مشکلات متفاوتی براتون پیش بیاد که حتی فکرشم نمیکردین، شما حتی همین حالا فرصت اینو دارین که زندگی کنید، راههایی بهتری رو انتخاب کنید، و از کلی سو تفاهم که خودتون برای خودتون به وجود آوردین خلاص بشین، یادتون نره! شما تصمیم میگیرین چه طوری به اطراف نگاه کنید
کتاب خوب و متفاوتی بود. بویژه با روایتگری زیبای افروز هاشمی. شاید حرف نهایی این کتاب این باشد که ما در دنیایی بینهایت از تصمیمهای شخصی قرار داریم که انتخاب هر کدام از آنها میتواند سرنوشت ما را برای همیشه تغییر دهد. و چه بسا تصمیمات بدی که نتایج خوبی دادند و برعکس. اما ما نمیتوانیم تصمیمات بزرگ زیادی بگیریم. مثل ازدواج یا انتخاب رشته یا شغل و... پس چارهای نداریم که با تصمیم انتخابیمان سرنوشت ایجاد شده را بپذیریم. گرچه همیشه فرصت برای تصمیمات جدید فراهم است و برای تغییر زندگیای که دیگر به ما نمیسازد!
با عرض سلام. 🌹
موضوع کتاب به این صورت هست که 👇
تصور کنید اگر به جای یک بار زندگی، این شانس را داشتید که بارها و بارها زندگی کنید، چه میشد؟ خوشحالتر بودید؟ به نظرتان اگر هر زمان که از تصمیمتان پشیمان میشدید، میتوانستید به گذشته برگردید و راه دیگری را انتخاب کنید، زندگی بهتری پیدا میکردید؟ این اتفاق برای نورا سید در کتاب کتابخانه نیمهشب افتاد. نورا این فرصت را پیدا کرد که میلیونها بار زندگی کند، اما بعد از چند بار تجربهی زندگیهای مختلف، فقط یکچیز میخواست؛ زندگی خودش را.
موضوع کتاب به این صورت هست که 👇
تصور کنید اگر به جای یک بار زندگی، این شانس را داشتید که بارها و بارها زندگی کنید، چه میشد؟ خوشحالتر بودید؟ به نظرتان اگر هر زمان که از تصمیمتان پشیمان میشدید، میتوانستید به گذشته برگردید و راه دیگری را انتخاب کنید، زندگی بهتری پیدا میکردید؟ این اتفاق برای نورا سید در کتاب کتابخانه نیمهشب افتاد. نورا این فرصت را پیدا کرد که میلیونها بار زندگی کند، اما بعد از چند بار تجربهی زندگیهای مختلف، فقط یکچیز میخواست؛ زندگی خودش را.
مت هیگ از افسردگی شدید رنج میبرد و یک بار تا پای خودکشی رفت. اما از اقدام منصرف شد و تصمیم گرفت به زندگی بازگردد. او میگوید که یاد گرفته با افسردگیاش کنار بیاید و به جای اینکه او جزئی از افسردگی باشد، افسردگی جزئی از وجودش است و میتواند آن را کنترل کند. او یاد گرفت در مورد این بیماری بیشتر مطالعه کند و از تجربیات دیگر بیماران نیز استفاده کند. همینطور فهمید که نوشتن میتواند یکی از راههای غلبه بر افسردگی باشد. در نهایت با کمک خانواده و دوستانش موفق شد از این بیماری عبور کند.
کتاب فوق العادهای هست تو خوندنش شک نکنید. خود من همیشه تو زندگی به عقب نگه میکنم همیشه حس میکنم اگر تو گذشته این کار و کرده بودم الان شرایط بهتری داشتم، با این طرز فکر هم خودمو اذیت میکردم بابت گذشته و نه از زمان حال لذت میبردم، این کتاب واقعا کمک بزرگی برام بود، بهتره اعتماد کنیم و درس بگیریم و اینکه باور کنیم هیچ چیز تو این دنیا و زندگی ما بیجا و اشتباهی نیست، همه چی سر جای خودشه حتی سختیها و اشک و غم هامون برای اینکه بهمون یاد بده بهترین نسخه از خودمونو بسازیم. سپاس کتابراه
تنها راه یادگرفتن زندگی کردنه
اگر میفهمیدیم هیچ شیوه زندگی نیست که ما رو بتونه در برابر غم ایمن کنه، همه چیز ساده تر می شد فقط باید بفهمیم غم هم در عمل بخشی از ذات شادیه. نمیشه شادی رو داشت اما غم رو نداشت. البته هردوی اینها برای خودشون حد و اندازهای دارن اما هیچ زندگیای وجود نداره که توش بتونیم تا ابد غرق شادی محض باشیم تصور اینکه چنین زندگیای وجود داره فقط باعث میشه توی زندگی فعلیمون بیشتر احساس غم کنیم.
هرگز همراهی ندیدم که به اندازه تنهایی بتواند با انسان همراه شود.
اگر میفهمیدیم هیچ شیوه زندگی نیست که ما رو بتونه در برابر غم ایمن کنه، همه چیز ساده تر می شد فقط باید بفهمیم غم هم در عمل بخشی از ذات شادیه. نمیشه شادی رو داشت اما غم رو نداشت. البته هردوی اینها برای خودشون حد و اندازهای دارن اما هیچ زندگیای وجود نداره که توش بتونیم تا ابد غرق شادی محض باشیم تصور اینکه چنین زندگیای وجود داره فقط باعث میشه توی زندگی فعلیمون بیشتر احساس غم کنیم.
هرگز همراهی ندیدم که به اندازه تنهایی بتواند با انسان همراه شود.