نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی گربه زیر باران - ارنست همینگوی

علی
۲
۱۴۰۳/۰۴/۱۵
تا به حال به هتل رفته اید؟ آیا خواسته اید زندگی‌تان مثل همان زندگی مرفه در هتل باشد؟ به تغییر جایگاه اجتماعی و دینامیک ارتباطی توجه کرده اید؟ به با ملاحضه بودن کسانی که مجبورند برای راحتی‌تان کنند؟
داستان در باب زوجی در هتل. خانم گربه‌ای پشت پنجره می‌بیند و می‌خواهدش. و شما متوجه رفتار و رویکرد اطرافیان زن نسبت به خواسته‌ی او میشوید.
Faezeh Os
۵
۱۴۰۱/۰۴/۱۵
توصیفات نویسنده و فضاسازی‌های صورت گرفته خیلی جذاب بود قشنگ میشد توی ذهن مجسمش کرد و در عین حال افراطی نبود و توی ذوق نمی‌زد
مشابه آقای کتابخون خیلی توی زندگی دیده میشه با این اختلاف که به جای کتاب، گوشی تو دستشونه و متوجه یکنواختی توی زندگی نمیشن و پرخاش میکنن و رفتار اینچنین کسانی در خانواده باعث توجه اعضا به غیر خانواده میشه....
Fateme Nouruzi
۴
۱۳۹۹/۱۰/۲۳
اومدم بنویسم اصلا جالب نبود
با خوندن کامنت‌ها
دیدم حتی از این داستانی ک برام جالب نبود
کلی برداشت‌های متفاوت وجالب میشه کرد
و کلی دیدگاه‌های مختلف وجود داره ک من حتی بهش فکر هم نکردم....
و نهایتا میتونم بگم
اگه با حوصله گوش کنید و دل بدید بهش
داستان جالبیه اتفاقا
Ak
۲
۱۴۰۳/۱۲/۲۸
سلام وقتتون بخیر این کتاب کوتاه و جذاب رو من دوست دارم و کتابی از اون دسته کتاب‌هایی است که معمولا آدم اون رو میپسندهبه عقیده من فقط یک مشکل اساسی توویه نسخه صوتی این کتاب وجود داره اونم سریع خوانیه گوینده محترم هست که حالا مشکل از من کند ذهن هستش اما تا میخوام بفهمم چخبر شده داستان یکهو اصلا میبینم تموم شده!
Z
۵
۱۴۰۱/۰۸/۱۶
گاهی صداتو جایی، کسی، خییلی دورتر از تو و بودنت میشنوه و پاسخ میده.
مهم اینه که بیانش کنی
و بخاطر نشنیده گرفته شدن
خفه‌اش نکنی.
اینه پژواک زندگی و معجزهء عشق.
همینگوی با وجود عدم تعادل در زندگی خصوصیش و دایم الخمر بودن و مشکلات زناشویی، بخوبی میتونست فریادهای بیصدا رو بشنوه و اونا رو رو کاغذ بیاره. عالی
جمیله شریف زاده
۴
۱۴۰۱/۰۱/۰۵
داستان جالبی بود که تقریبا در زندگی روز مره هر کی می‌تونه اتفاق بیافتد. پدر حقیقت نویسنده میخواست بگه صرفاً مطالعه شعور نمیاره در حقیقت زن و مرد هر دوتنها بودند وبه محبت هم نیاز داشتند. اون قسمت که خانم دلش خرید میخواست واکنش مرد..... ماشاالله آقایون هم که تابحث خرید خانوم بیاد فوری می‌ریزند بهم 😊ممنون کتابراه غزیر
موسوی
۳
۱۴۰۴/۱۰/۲۹
داستان جالبی بود حالات روحی زن یه حالتی مثل افسردگی و خستگی روحی بود. حتی مرد هم از لحاظ روحی افسرده بود که پناه برده بود به کتابش. میشه گفت که همه ما آدما درگیر این احساسات هستیم و هر کدوم از ما به شکلی برای رفعش تلاش میکنیم ولی اکثرا بی نتیجه اس. تا به کمال مطلق نرسیم همین آش و همین کاسه اس
Pegah Shojaei
۳
۱۴۰۴/۰۱/۲۵
انگار صاحب هتل بیشتر از همسر زن فهمیده بودتش و درک کرده بود که زن به چه چیزی احتیاج داره به نظرم اومد حتی تعریفهایی که همسر زن ازش می‌کرد از سر بی توجهی بودمثل مواقعی که می‌خوای طرف رو از سرت وا کنی و ساکتش کنیولی نمی‌خوای بفهمی که واقعا مشکل طرف چیهزن به توجه و محبت نیاز داشت اما مرد...
Ali.Hasani
۴
۱۴۰۲/۰۶/۲۷
اسم نویسنده به تنهایی عامل کافی برا خوندنش هست اما داستان روایتی کوتاه و درعین حال کامل راجب زنی که باوجود تمام امکانات (به طور مثال سفر تفریحی به ایتالیا) اما کمبود‌ها و خلا‌هایی در وجود خودش حس میکنه و شوهری که بر اساس هنجار‌های جامعه انسان موفقی بحساب میاد اما در زندگی شخصی چندان موفق نیست...
علیرضا میرحسنی
۵
۱۴۰۰/۰۹/۱۲
داستان کوتاه بسیار قابل تحسینی است. در اینجا نویسنده به ذکر وقایع روزانه میپردازد با دقت بسیار زیاد که در داستان‌های دیگری از نویسنده هم شاهد ان هستیم در عین حال نکات قابل ملاحظه‌ای هم دارد که ترجیح میدهم خوانندگان عزیز به ان برسند تا خودم چیزی نگویم که نکته‌ای را از قلم بیاندازم.
آتنا کوهفر
۴
۱۴۰۰/۰۲/۰۴
صدای گوینده تسلی بخش بود
و بسیار مسلط بودند
داستان کوتاه بود و پیام مهمی را در بر داشت
کاش تلاش کنیم تا شنونده‌های خوبی در روابطمون باشیم. توجه کنیم. عمل کنیم. و به جای متزلزل کردن روح یکدیگر سبب رشد همدیگر بشویم.
و چقدر لذت بخش هست عشق ورزیدن. در شغل در رابطه، خانواده و۔۔۔
عارفه خدابنده
۴
۱۳۹۸/۰۸/۲۹
صدای گوینده خیلی خوب بودو گیرا اما بهتر بود‌ی خانم صحبت کنه برای نقش‌ی زن!!! داستان قشنگی بود وقتی ب همسرمون توجه نداشته باشیم وبدرفتاری کنیم باهاش هم اون توجهش به سمت بقیه جلب میشه هم محبتش رو سمت چیزای دیگه و کسای دیگه خرج میکنه و بلعکس این مدل زندگی اصلا ارزشی نداره
هانا میر
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۷
کتاب جالبی بود همسر بی توجه به زن را نشان میده که فکر میکنه با کتاب خوندن قراره تغییری در زندگیش ایجاد بشه و زن که نیاز به توجه مرد داره ولی وقتی اونو دریافت نمیکنه به فکر میوفته که برای سرگرمی خودش بچه گربه داشته باشه و یا بتونه تغییری در ویژگی های ظاهری خودش ایجاد کنه …
صفیه شفیعی
۴
۱۴۰۴/۰۹/۰۲
داستان کوتاه و پراز معنی بود. مرد کتاب می‌خوند ولی ازش چیزی یاد نمی‌گرفت. حتی به احساسات همسرش توجه نمی‌کرد. علاقه شدید زن به داشتن یه گربه، تغییر مدل مو و... نشون میداد که اون خواهان یه تغییر تو زندگیش هست، هرچند کوچیک و کم اهمیت، درحالیکه شوهرش این امر رو درک نمی‌کرد.
Sim Sim
۵
۱۴۰۴/۰۳/۱۳
مفید و مختصر به معنای واقعی. یک داستان کوتاه که بیانگر یک معضل مهم خانوادگی هستش ولی با عناصر باران و مه و چتر و گربه یه حس ملموس و خواستنی به آدم دست میده. اما در نهایت جملات پایانی مرد همه اون حس‌ها رو از کله آدم میپرونه و ما رو به عمق دلخوری زن و بی توجهی مرد آگاه میکنه.
مونا فتحی
۵
۱۴۰۴/۰۲/۱۳
اگه همینگوی تو این دوره می‌زیست، این داستان رو طوری روایت می‌کرد که مرد به‌جای پشت کتاب، پشت موبایل بود و به‌جای لذت بردن از زندگیِ خودش، داشت حسرتِ شو‌آف زندگیِ فیکِ دیگرانو میخورد.
زندگی مجردی بینهایت ارزشمندتر از زندگی متاهلی با فرد بی‌تفاوت و سرده، چرا که انتخاب خوده آدمه!
Ashkan Eskandari
۵
۱۴۰۴/۰۱/۱۵
همینگوی در این داستان از نمادگرایی استفاده می‌کند؛ گربه به‌عنوان نمادی از نیازهای عاطفی و میل به امنیت و توجه زن عمل می‌کند. همچنین، این داستان با زبانی موجز و دیالوگ‌های دقیق، فضای خاصی خلق می‌کند که خواننده را به تفکر و تأمل در مورد روابط و احساسات انسانی دعوت می‌کند.
مهدی نمازی
۵
۱۴۰۲/۱۱/۲۵
کتاب بسیار کوچک و خلاصه‌ای است. چیز زیادی از ان نمیتوان در نگاه اول برداشت کرد شاید نویسنده هم چنین هدفی را دنبال نمیکرده اما برای خواندن یک اثر از همینگوی میتواند قابل قبول باشد. چنانچه این کتاب به عنوان اولین اشنایی شما با این نویسنده است پیشنهاد میشود به ان اکتفا نکنید
فاطمه فریور
۴
۱۴۰۲/۰۹/۱۸
من به عنوان یک فروشنده نحوه جلب مشتری را از مرد هتلدار یاد گرفتم. با احترام گذاشتن به مشتری احساس مهم بودن را به اوالقا میکرد و با درک نیازهای مشتری و تلاش در رفع نیازهایش او را جذب میکرد. در ضمن کسی که مطالعه میکنه الزاما دارای درک و شعور بالایی نیست. ممنونم از کتابراه که بهترین دوستمه.
Adel Taheri
۳
۱۴۰۲/۰۸/۱۳
درست است نویسنده کتاب از بزرگترین نویسندگان دنیاست ولی به نظر من این کتاب او فاقد اثر زیادی روی خواننده هست و از نویسنده‌ای با این اسم و رسم انگار انتظار بیشتری میرفت. نمیدانم، شاید من نتوانستم ارتباط خوبی با کتاب و محتوای داستان برقرار کنم و خواننده خوبی نبودم.
پروانه اکبری_نویسنده
۴
۱۴۰۲/۰۸/۰۵
زنی که مجبور و شاید محکوم به زندگی با مردیه که با هم تفاوتای بیشمار دارن، افسردگی زن مشخصه، نفهمی مرد هم واضحه
همه‌ی ما یه آشپزخونه‌ی کاملیم، اگه روزانه ظرف احساس، ظرف توجه، ظرف احترام و ظرفای دیگه مون توسط عزیزانمون پر نشه، سمت اونایی میریم که ظرفامونو پر میکنن
شعری اولیا
۵
۱۴۰۱/۱۱/۳۰
داستان کوتاهی بود که با ظرافت خاصی چندین نکته را یادآوری می‌کرد. هیچ کلمه‌ای در این داستان اضافه نبود. انگار هر کدام از کلمات نکته‌ی خاصی را حمل نی کردند. و نکته‌ی مهم این بود که چقدر به رفتارمان با دیگران توجه داریم… و رفتار ما چگونه بر دیگران و زندگی شان اثر دارد …
مرواریدبیگلری‌فرد
۵
۱۴۰۱/۰۸/۰۳
میدانید درتمام عمرم یکی ازکتابهایی که عاشقش شدم وهستم بسیار که ازطریق برنامه های صوتی باراول باآن آشنا شدم همین کتاب است دیوانه واردوستش دارم وپیشنهاد میکنم حتی درجایی مثل کاخ سفید واشنگتن طلاکوبش رادرکتابخانه پرزیدنتی تاابدبگذارند گربه زیرباران هم صوتی وهم الکترونیکی🤩
fpouh
۵
۱۴۰۱/۰۶/۱۳
عالی و عالی. نشون میده چطور عشق آدمها به مرور زمان ممکنه سرد بشه. اکثرا برداشت اینه که شوهر این زن مقصره اما اینکه کی مقصره از نظر من معلوم نیس، شاید این زن هم در اینکه مرد خودشو با کتاب خودندن مشغول کرده در زندگی مقصر باشه. در کل این نمونه خیلی از زندگیاس متاسفانه.
احمدی
۵
۱۴۰۴/۰۹/۱۷
با سلام و درود بیکران ممنون از کتابراه که بعضی از کتاب ها را رایگان در اختیارمون میذارن. داستان درباره ی زن و شوهری آمریکایی است که متوجه گربه ای در زیر باران می شوند، زن به بیرون هتل می رود تا گربه را به درون بیاورد و او را خشک کند اما...
Mina
۴
۱۴۰۴/۰۸/۱۶
کتاب خواندن همیشه نشانه شعور نیست. گاهی فقط راه گریزی برای فرار از ادم هاست بدون افزودن تجربه یا احساس به کتابخوان. آدم هایی از دنیاهای متفاوت هیچوقت کنار هم خوشبخت نیستند، گاهی غریبه ها بهتر از همسر و همسفر زندگی آدم ها رو درک می کنند. در کل کوتاه و مفید ❤️
محمد علی فرهادی
۵
۱۴۰۳/۰۴/۲۰
سلام کتاب پر محتوی بود سبک خیلی عالی نوشته شده بود. در داستان می خواست بگه زندگی مشترک باید دو جانبه باشد. نه که یکی یک دیدگاه و دیگری دیدگاهی مخالف درست است کتاب خواندن مفید است ولی باید درک و شعور آدم را هم بالا ببرد نه که باعث جدایی دونفر شود
سارا رضایی
۳
۱۴۰۲/۰۴/۰۲
البته نظر خاصی ندارم جریان به مسافرت رفتن یک زن و شوهر است که امریکایی‌اند و به ایتالیا رفتن ودر یک هوتل ساکن شدن زن با روحیه لطیف و طبیعت و حیوانات دوست اما مردی بی روح و خشن و زور گو و در اخر هم عشق زن به رئیس هوتل که مردی با درک و فهم و ارام است
محدثه محمدی
۴
۱۴۰۱/۰۲/۲۰
کتاب خوندن صرفا شعور نمیاره، فقط برای گرفتن اطلاعات بیشتره. به نظر من همه میتونن کتاب بخونن ولی کمتر کسی میتونه درک کنه اون مطالب رو. گاهی وقتا حتما نیاز نیست کتاب بخونیم تا درک از زندگی بیشتر بشه، گاهی فقط نیازه که خوب ببینیم و بشنویم تا بفهمیم
Fatemeh Soroush
۴
۱۳۹۹/۰۳/۲۷
خوب بود من از این داستان این برداشتو داشتم که باهم خوب رفتار کنیم به هم دیگه توجه کنیم و باهم توری رفتار نکنسم که دیگه از هم زده بشیم و دیگران بیان وارد زندگیمون شن خیلی معنی دار بود و شاید هر کسی به معنی واقعی داستان نرسه
مهدی قاسمی
۵
۱۳۹۸/۰۸/۱۶
اولین داستان صوتی که گوش کردم، گویندگی خوشم اومد توصیفات عالی بود دقیقا ادمو میبرد تو اون زمان و مکان ولی اگه جای خانوم صدای خانوم بود قشنگ تر بود موزیک عالی بود داستان هم بااینکه کوتاه بود خیلی پرمعنی و قابل تامل بود ممنون که رایگان کردید!
Monir Naghikhani
۴
۱۳۹۷/۰۶/۱۴
درحدیک داستان کوتاه خوب بودوحس خوبی بهم داد، گوینده، موزیک عالی بودن، ممنون ازشما
صبا رضایی
۵
۱۴۰۴/۱۰/۲۳
چه حس غریب و آشنایی داشت برام این کتاب انگار یه جاهاییشو زندگی کردم اینکه انسان از سر تنهایی و بی توجهی شریک زندگیش دوست داره خودشو با چیزهای مختلف سرگرم کنه و تغییر به وجود بیاره که خودش نیاز به یه محرک داره وگرنه دچار افسردگی میشه…
رحمان
۵
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
اولین داستان کوتاهی بود که گوش دادم عالی بود به نظرم اهمیت دادن به طرف مقابل شریک‌عاطفی یا کاری یا اجتماعی چقدر مهمه صاحب هتل خواسته زن را متوجه شد ولی شریک زندگیش نفهمید این مثال جامعه ماست چه زن‌چه مرد. مرد یازن توجه میخواد همین‌وبس
Amir_eht
۵
۱۴۰۲/۱۱/۲۸
بسی لذت بردم. کتاب خوندن دلیل بر این که آدم کامل باشه نیست. آدم باید بره زیر بارون، دلش برای بچه گربه‌های خیس شده قنج بره. آدم باید معاشرت کنه. صرفا کتاب خوندن تو رو آدم نمیکنه. ممنون بابت زحماتی که برای انتشار کتاب کشیدین
مهران
۴
۱۴۰۲/۱۱/۱۰
داستان کوتاه و پر مغزی بود و اصلا یک جورهایی درس زندگی بود. یعنی وقتی به شریک زندگیت اهمیت ندهی، بهش عشق نورزی، به او احترام نگذاری، احساساتش رو درک نکنی و نفهمی اش، به‌موقع نیاز، نیاز آن را براورده نکنی. مجبور می شود گربه‌ی دیگری را نوازش کند
marjan eslami
۴
۱۴۰۲/۰۵/۲۳
زمان‌هایی در زندگی میرسد که انسان از عمق وجود چیزی رو مطالبه میکند که شاید در نظر دیگران اصلا اهمیتی نداشته باشد. خواستن گربه و تمایل برای به دست آوردنش، تکه ایی از روح خسته و گمشده در روزمرگی‌های زندگی یکنواخت یک زن را به تصویر میکشد.
سیمین شمس
۵
۱۴۰۱/۱۱/۲۱
اجرای خیلی خوبی بود، گوینده بطرز جالبی صدا و احساس زن را بیان می‌کند. ماجرا درباره عدم تفاهم و تفاوت فکری زن و شوهر و در مقابل، تشابه فکری زن و پیرمرد صاحب هتل صحبت میکند. صاحب هتل خواسته زن را ناگفته میبیند و او را به خواسته‌اش می‌رساند
آنیتا ارزانی
۴
۱۴۰۱/۰۱/۰۶
اگر کسی را دوست داریم.،
بخاطر خودش دوستش داشته باشیم،
انزمان است که بچشم او مینشینیم و علائق او، چه کوچک و چه بزرگ میشود علائق ما،
اما اگر چنین نشد،
او را بخاطر خودمان میخواستیم،
وقتی فهمید، طناب خواستن یکطرفه، زود پاره میشود.
Alireza Mahmoodi
۴
۱۴۰۰/۱۲/۰۷
داستانی کوتاه جالب از نویسنده‌ای مشهور و اجرای عالی جناب آقای میلاد تمدن با موزیکی لذت بخش که از تنهایی زن و مرد می‌گوید وعلاقه جورج به مطالعه کتاب و آرزوی زن به داشتن گربه و بی اعتنایی مرد به خواسته زن مدل زندگی مدرن و امروزی
متشکرم
mohammad ebrahimi
۵
۱۴۰۰/۱۰/۲۷
چه قدر خوب رهامون کرد با پایانش
صدای گوینده جالب بود
شبی پر ارمش قبل از خواب
برداشت پایانی
جنگ، لذت کثیف خودخواهی، حس خفته جنسی، حس سرکوب،
به نظرم داستانی که ارامش خاصی داره اما تموم که میشه باید خیلی در مورد کاراکترهاش تامل کرد
Saro Moradi
۵
۱۴۰۰/۰۶/۲۴
یک رمان جذاب کوتاه با تایم کوتاه
پند اموز، پر احساس، زنانه و یا حداقل (همان) پر احساس
با راوی خوب و سیر داستانی خوب و چند تا پند و اندرز خوب از نویسنده در برداشت از داستان
- با توجه به تایم و نویسنده و زیبا بودن اثر ارزش خواندن رو داره
H E
۵
۱۴۰۰/۰۴/۲۷
آدم‌ها وقتی چیزی را به دست می‌آورند یادشان میرود که چه قدر آن چیز برایشان مهم بوده و برای داشتنش تلاش کردند و احساسات شخص مقابل را سرکوب میکنند، بعد از سال‌ها هم میگویند تو اون آدم چند سال قبل نیستی! و دنبال دلیلش هم نمی‌گردند متاسفانه.
سمیرا ن
۴
۱۳۹۹/۱۲/۲۵
ایکاش کتابها تا این حد خلاصه نمیشدن، فکر می‌کنم چیزی که باید ازین کتاب یاد گرفت اینه که وقتی ما خواستها و نیازهای طرف مقابل رو با بی توجهی یا بی تفاوتی نادیده می‌گیریم این نیاز و توجه ممکنه از طرف شخص دیگری تامین بشه و این آغاز جدایی هاس
Sheri Kamali
۵
۱۳۹۹/۰۲/۱۴
داستان زیبا و با مفهومی بود زن از سمت همسرش توجهی نمیدید وهمین باعث شد که جذب کسی بشه که بهش توجه کرده صدای گوینده هم بسیار آرامش بخش بود شب که میخواستم گوش بدم داستانو وسطش خوابم میبرد بس ارامش گرفتم 😊تشکر فراوان از تیم کتاب راه 🙏🙏
مونا رقیقی
۵
۱۳۹۹/۰۱/۲۸
داستان کوتاه زیبایی بود، گوینده هم بسیار عالی بود. خیلی زیبا احساس یک زن رو بیان کرده بود. پیرمرد با توجهی که به خواسته کوچک خانم کرد، قطعا جایگاه خاصی در ذهن زن پیدا خواهد کرد، جایگاهی که به راحتی و با توجه کافی میتونست از آن همسرش باشه.
رها کیانی
۴
۱۳۹۸/۰۸/۰۴
نیاز داشتن به چیزهای کوچیک و ساده.. مثل یه صحبت کوتاه، یه لبخند.. یا شاید هم یک گربه که خستگی و تنهایشو توی بارون زیر یه میز سبز احساس میکنی... گاهی زندگی همین چیزهاست.. شبیه مدیر رستوران باشیم و حواسمون به ادم‌ها باشه.
فرلی طاهری
۵
۱۳۹۸/۰۱/۱۴
صدای گوینده بسیار آرامش بخش بود طوری که خودم رو در داستان تصور می‌کردم
مریم زینی نژاد
۴
۱۴۰۴/۱۱/۰۷
شاید وقتی داستان تموم میشه با خودت بگی همین!!!
ولی کمی که تامل کنی مفاهیم جالبی داشت از جمله اینکه الزاما کتاب خوندن باعث باشعور بودن نمیشه و به احساسات هم اهمیت بدیم و برای دیگران و خواسته هاشون ارزش قائل بشیم.
دنیا خالق دوست
۵
۱۴۰۴/۱۱/۰۲
کوتاه اما پر مفهموم واقعا کتاب خوندن شعور نمیاره بعضی از آدم ها چنان غرق در ظاهرسازی زندگیشون میشن که انسانیت یادشون میره واقعا وقتی ازتون نمیگیره این کتاب اما نکته ی قشنگی رو گوشزد میکنه پیشنهاد میشه
<< 1 2 3 4 5 6 7 >>
👋 سوالی دارید؟